محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
204
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و اينها ، شش زوج و يك فرداند : زوج اوّل از اينها : با عصب قَطَنى آميخته - بنا بر قول بعضى - . و ازواج باقيه و فردى كه زوج ندارد و آخرين همه است : از فقرهء آخرينِ عُصعُص روييده و منتشر در عضلهء مقعده و در نفس قضيب و در عضلهء مثانه و رحم و غشاء بطن [ شده ] و در اجزاء انسيهء داخليهء عَظم عانه در آمده و در عضل آن منشعب گشته [ و سپس ] در عظم عَجُز منتشر گشته [ است ] . [ فايده ] : و بدان كه فيما بين هر دو فقره ، دو ثقبه واقع است كه از آن اعصاب بر مىآيند ؛ به خلاف چهار [ فقرهى ديگر ] كه ثُقبه در نفس آنها واقع است كه همان ثُقبه ، مخرج عصب آنهاست : فقرهء اوّل از آن چهار فقره ، مخالط قَطَنيه شده . و فقرهء دوم و سوم از آنها دو فقره از فقرات صدر است كه يازدهم و دوازدهم باشد . و فقرهء چهارم ، فقرهء آخرين عصعص است كه عصب مفرد از آن مستخرَج مىگردد - چنان چه ذكر يافت - . و فايدهء خلقت اعصابِ سى و يك زوج و يك فرد نخاعى : حسّ و حركت اعضاء مادون رَقَبه است ؛ يعنى : حسّ و حركت اعضايى كه زير گردن واقعاند ، اعصاب نخاعىاند . امّا نه به طريق انحصار - كه اعصاب نخاعى ، مطلق دخل و تصرّف در ما فوق رقبه [ ندارند ] و اعصاب دماغى ، دخل و تصرّف در مادون رقبه ندارند - بلكه نه چنين است و كلّيت نيست - چنان چه ذكر يافت - . ببايد دانست كه اگر گويند : [ در ] قَبل ذكر يافت كه حسّ و حركت مادون رقبه - كه تنورهء بدن مراد است - از اعصاب نخاعى است نه از دماغ و حال آن كه مشاهده مىگردد در هنگامى كه فسادى و آفتى در منبت اعصاب دماغى به هم رسيد ، ضرر و خلل در اعضاء مادون رقبه - كه در تصرّف اعصاب نخاعى است - نيز لاحق مىگردد ؛ چنان چه در حال سكته و صرع ، در حسّ و حركت همهء اعضاء فتور و قصور مشاهده مىگردد .